جلسه پرسش و پاسخ با اعضاي محترم شوراي شهر شهرستان اشكذر برگزار شد


درباره شهرستان اشکذر

وجه تسمیه ی اشکذر

در تاریخ جدید یزد آمده است که بنای اشکذر به دست اشکین زال (اشک بن زال) که از ملوک الطوایف زمان اشکانیان بوده ، بنیانگذاری شده است که اهالی نیز این موضوع را تایید می کنند و لذا پیشوند « اشک» دقبقا به همین علت می باشد در مورد پسوند « ذر» به دلیل نبودن منبع تاریخی اطلاع دقیقی در دست نیست ، ولی به گفته ی اهالی اشک بن زال زنی داشته به نام « آذر» که به گفته ی آنها پسوند « ذر» مخفف همان نام آذر در لهجه ی بومب بوده است.نویسندگان کتب تاربخی ، بنای اولیه ی شهر اشکذر را از زمان اشکانیان می دانند . احمد بن حسن بن علی کاتب یزدی ، مولف کتاب تاریخ جدید یزد می نویسد : « در زمان اشکانیان ، اشک بن زال (اشکین زال) که از ملوک الطوایف بود ، اشکذر را او ساخت » با این توضیح ، اشکذر در زمان اشکانیان به وجود آمده است و قدمت آن به حدود ۲۰۰۰ هزار سال می رسد. عده ای اشکذر را خیلی قدیمی ترمی دانستند و معتقدند که بنای اولیه ی اشکذر به علت حمله ی شنهای روان در زیر خاک مدفون گشته است . سون هدین فرانسوی در سال ۱۹۱۰ میلادی در سفر خود به یزد ، اشکذر را چنین معرفی می کند : «ما شش میل انگلیسی از میان دریایی از تپه های شنی عبور کردیم و دوبار راهمان را گم کردیم. این همان شنی است که به طوری که پیش بینی می شود روزی شهر یزد را غرق خواهد کرد. این شن ، اشکذر قدیم را پوشانده است.»

بنای موجود اشکذر ، با احداث قنات کویر به دست اشک بن زال که منشا آن در نزدیکی صفاییه کنونی در یزد است ، آغاز و شروع به رشد نموده است و مردم در کمال خوشی و آبادانی به کشاورزی می پرداخته اند . این قنات از زمان احداث حدود ۱۲۰ قفیز آب داشته و اراضی بسیاری را به زیر کشت می برده  است.

آب و هوای اشکذر

این منطقه فاقد کوهستان و در نتیجه دارای آب و هوای صحرایی با طوفان های توام با شن و ماسه می باشد . تپه های هلالی شکل که یکی از پدیده های فرسایش بادی است در تمام مناطق مشاهده می گردد به همین علت از زمان های بسیار قدیم برای مصون بودن روستاها از طوفان های کویری ، خانه ها و اماکن اصلی ده به صورت متمرکز و مزارع و باغات ، مساکن را محاصره کرده اند .

ویژگی های‌ طبیعى‌

شهرستان اشکذر شبیه‌ مثلثى‌ است‌ که‌ یک‌ رأس‌ آن‌ متوجه‌ جنوب‌ است‌ و در ضلع‌ شمالى‌ آن‌ شهرستان‌ اردکان‌، در ضلع‌ شرقى‌ آن‌ بخش‌ مرکزی‌ و در ضلع‌ غربى‌ آن‌ نیز بخش‌ خضرآباد همین‌ شهرستان‌ قرار گرفته‌ است و  با مساحت ۴۵ کیلومتر مربع در ۲۰ کیلومتری شمال غربی شهرستان یزد قرار گرفته است و جمعاً ۱۳۴ آبادی‌ در خود جای‌ داده‌ است ؛ شهرستان‌ اشکذر در دشت یزد – اردکان‌ واقع شده است‌ . در سراسر این‌ دشت‌ برخانهای‌ (تپه‌های‌ شنى‌ هلالى‌ شکل‌) متعدد که‌ حاصل‌ فرسایش‌ بادی‌ است‌، به‌ چشم‌ مى‌خورد. گفته‌ مى‌شود که‌ منشأ این‌ شنهای‌ روان‌ ناحیة ندوشن‌ و باتلاق‌ گاوخونى‌ است‌. به‌طور کلى‌ این‌ ناحیه‌ دارای‌ ویژگیهای‌ آب‌ و هوای‌ صحرایى‌ است‌. میانگین‌ حداکثر و حداقل‌ دما طى‌ یک‌ دورة کوتاه‌ مدت‌ ۶ ساله‌ (۱۳۵۷-۱۳۶۳ش‌) به‌ ترتیب‌ حدود ۲۸ و ۱۰ درجة سانتى‌گراد برآورد شده‌ است‌. میانگین‌ بارش‌ سالانه‌ طى‌ همان‌ سالها ۶۸ میلى‌متر بوده‌ است‌. شهر اشکذر فاقد رودخانة دائمى‌ است‌ و تنها، رودخانة رحمت‌آباد که‌ از ارتفاعات‌ خونزا در شمال‌ باختر یزد سرچشمه‌ مى‌گیرد، در فصل‌ بارندگى‌ دارای‌ جریان‌ آب‌ است‌ .

بروز طوفانهای‌ شن‌ و ماسه‌ و فرسایش‌ بادی‌ حاصل‌ از آن‌ از ویژگیهای‌ این‌ ناحیه‌ است‌ که‌ همراه‌ دیگر عوامل‌ نامساعد طبیعى‌ از جمله‌ کمى‌ ریزشهای‌ جوی‌ و کاهش‌ تدریجى‌ منابع‌ آب‌ زیرزمینى‌، موجب‌ فقدان‌ پوشش‌ گیاهى‌ شده‌ است‌. در این‌ دشت‌ جانورانى‌ مانند آهو، روباه‌، خرگوش‌ و گونه‌هایى‌ از پرندگان‌ مانند کبوتر و تیهو وجود دارند.
شهرستان اشکذر در اواسط نیمة نخست‌ سدة حاضر از بخشهای‌ یازده‌گانة شهرستان‌ یزد به‌شمار مى‌رفته‌، و ۲۲۴۵۲نفر را در خود جای‌ مى‌داده‌ است. با تغییراتى‌ در حدود سیاسى‌ – اداری‌ کشور، اشکذر هم‌اکنون‌ به عنوان یک شهرستان در استان‌ یزد است‌ و از ۱۳۴ آبادی‌ آن‌، ۲۶ آبادی‌ دارای‌ سکنه‌ و ۱۰۸ آبادی‌ خالى‌ از سکنه‌ شده‌ که‌ خود گویای‌ افزایش‌ مهاجرت‌ روستاییان‌ به‌ شهرهای‌ بزرگ‌ است‌ . بر مبنای‌ آخرین‌ سرشماری‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسکن‌،۲۹۱۷۷نفر ( ۶۲۷۷خانوار) در این‌ بخش‌ سکنى‌ دارند که۱۵۴۰۱تن‌ از آنان‌ مرد و ۱۳۷۷۶تن‌ زن‌ بوده‌اند. بدین‌سان‌ در مقابل‌ هر ۱۰۰ زن‌، ۱۱۱ مرد در این‌ بخش‌ وجود داشته‌ است .

ویژگی های‌ اقتصادی

فعالیت‌ اقتصادی‌ ساکنان‌ اشکذر و دهستان‌ رستاق‌ ، در رشتة کشاورزی‌، صنایع‌دستى‌، پیشه‌وری‌ و کارگری‌ است. با وجود مشکلات‌ دسترسى‌ به‌ منابع‌، کشاورزی‌ مهم‌ترین‌ فعالیت‌ مردم‌ ناحیه‌ به‌شمار مى‌رود. درگذشته‌ بیش‌ از ۵۰ قنات‌، آب‌ موردنیاز کشت‌ را فراهم‌ مى‌کرده‌اند که‌ در ایجاد و توسعة ی روستاها نقش‌ مهمى‌ داشته‌اند. با حفر چاههای‌ عمیق‌ و نیمه‌عمیق‌ متعدد و بهره‌برداری‌ بى‌رویه‌ از آنها و همچنین‌ کمى‌ بارش‌، به‌تدریج‌ بسیاری‌ از قنات ها خشک‌ و بدون‌ استفاده‌ مانده‌اند. آمار موجود نشان‌ مى‌دهد که‌ در ۱۳۵۸ش‌، از ۲۲ قنات‌ موجود دربخش‌ اشکذر همگى‌ خشک‌ بوده‌اند، در عوض‌ در همان‌ سال‌ از ۳۷ چاه‌ عمیق‌ و ۲۹ چاه‌ نیمه‌عمیق‌ در این‌ نواحى‌ بهره‌برداری‌ مى‌شده‌ است‌. خشک‌ شدن‌ قناتها، خود عاملى‌ برای‌ مهاجرت‌ روستاییان‌ به‌ شهرها بوده‌ است‌. این‌ مهاجران‌ اغلب‌ در شهرهای‌ قم‌، تهران‌، سبزوار و مشهد سکنى‌ گزیده‌اند. عده‌ای‌ نیز در جست‌ و جوی‌ کار به‌ کشورهای‌ حاشیة ی خلیج‌فارس‌ رفته‌اند.
در اشکذر از دیرباز برای‌ اندازه‌گیری‌ آب‌ از واحدی‌ محلى‌ به‌ نام‌ جرّه‌ یا جرعه‌ – معادل‌ ۱۲ دقیقه‌ آب‌ – و برای‌ اندازه‌گیری‌ زمین‌ از مقیاسى‌ به‌نام‌ قفیز استفاده‌ مى‌شده‌ است.

فرآورده‌های‌ کشاورزی‌ اشکذر به‌طور عمده‌ عبارتند از گندم‌ و جو، نباتات‌ علوفه‌ای‌، دانه‌های‌ روغنى‌، حبوبات‌ و پیاز که‌ در کنار آنها نباتات‌ جالیزی‌، انار، پسته‌، گوجه‌فرنگى‌ و سیب‌ درختى‌ نیز به‌ عمل‌ مى‌آید و اخیراً به‌ علت‌ مساعد بودن‌ زمین‌، تولید پسته‌ رو به‌ افزایش‌ گذاشته‌ است‌. چرخاب‌ یکى‌ از نواحى‌ مساعد کشاورزی‌ بخش‌ اشکذر به‌شمار مى‌آید که‌ به‌سبب‌ برخورداری‌ از آب‌ فراوان‌ و خاک‌ حاصل‌خیز در تولید محصولات‌ کشاورزی‌ و جالیزی‌ اهمیت‌ دارد. به‌طور کلى‌ برخى‌ از فرآورده‌های‌ کشاورزی‌ بخش‌ اشکذر به‌ نواحى‌ دیگر استان‌ و نیز سایر استانها صادر مى‌شود . در سالهای‌ اخیر، دولت‌ برای‌ تثبیت‌ شنهای‌ روان‌ در این‌ منطقه‌ اقدام‌ به‌ کشت‌ نهال های‌ ویژه ی نواحى‌ کویری‌ مانند تاغ‌ و گز و اسکنبیل‌ کرده‌ است‌ و این‌ خود افزون‌ بر جلوگیری‌ از فرسایش‌ بادی‌ و محافظت‌ از روستاها، در مساعد نمودن‌ نسبى‌ آب‌ و هوای‌ منطقه‌ مؤثر بوده‌ است‌.
پرورش‌ دام‌ و طیور در کنار زراعت‌ از دیگر فعالیتهای‌ اقتصادی‌ مردم‌ این‌ نواحى‌ است‌.
ویژگیهای‌ طبیعى‌ این‌ بخش‌ نیز سبب‌ توسعة صنایع‌دستى‌، به‌ویژه‌ قالى‌بافى‌ به‌ عنوان‌ کمک‌ درآمد خانوارهای‌ ساکن‌ دهستان‌ رستاق‌ است‌، به‌ گونه‌ای‌ که‌ کارگاههای‌ نساجى‌ قدیمى‌ (شَعْربافى‌) به‌تدریج‌ به‌ کارگاههای‌ صنعتى‌ بدل‌ شده‌ است‌. هم‌اکنون‌، از کارگاههای‌ متعدد قالى‌بافى‌،گلیم‌بافى‌،ریسندگى‌و بافندگى‌الیاف‌و تولیدپارچه‌بهره‌برداری‌ مى‌شود. علاوه‌ بر صنایع‌ نساجى‌، کارگاههای‌ رنگ‌سازی‌، فیلترسازی‌، اتاق‌ و تانکرسازی‌، موزائیک‌سازی‌، آجر پزی‌، سنگ‌بری‌، مواد پلاستیکى‌ و کفش‌دوزی‌ نیز در این‌ بخش‌ فعالیت‌ دارند. از دیگر تولیدات‌ مهم‌ اشکذر، آجر است‌ که‌ در کارخانه‌ای‌ واقع‌ در سرچشمه‌ تولید مى‌شود؛ همچنین‌ از معدن‌ سنگ‌ گچ‌ واقع‌ در نزدیکى‌ روستای‌ عصرآباد به‌ نحو مطلوبى‌ بهره‌برداری‌ مى‌شود .

ویژگی های‌ فرهنگى

مجموعه‌ای‌ از شرایط طبیعى‌، اقتصادی‌ و فرهنگى‌ موجب‌ علاقه‌مندی‌ ساکنان‌ اشکذر به‌ تحصیل‌ علم‌ بوده‌ است‌؛ به‌گونه‌ای‌ که‌ هم‌اکنون‌۷۵ دبستان‌، ۲۷ مدرسة راهنمایى‌، ۱۰ دبیرستان‌ و یک‌ مدرسة فنى‌ و حرفه‌ای‌ در آنجا وجود دارد. عده‌ای‌ نیز برای‌ فراگیری‌ علوم‌ اسلامى‌ راهى‌ مدارس‌ علوم‌ دینى‌ دیگر نواحى‌ به‌ویژه‌ شهر قم‌ مى‌شوند .

ساکنان‌ اشکذر، به‌طور عمده‌ مسلمان‌ و شیعه‌ هستند . علاوه‌ بر اماکن‌ متعدد مذهبى‌ مسلمانان‌، یک‌ آتشکده‌ به‌نام‌ «درب‌ مهر»، متعلق‌ به‌ زرتشتیان‌، در روستای‌ الله‌آباد دایر است‌.

آثار باستانی

۱)اسفنجریه ی اشکذر (اسفنجرد)

۲)مسجد جامع اشکذر (مربوط به دوره ی صفوی)

۳)آسیاب آبی اشکذر (مربوط به قرن هشتم ه.ق)

۴)مسجد حاجی رجبعلی اشکذر

۵)قلعه ی قدیمی اشکذر

۶)مسجد ریگ رضوانشهر

۷)باغ وزیر حجت آباد

۸)بادگیر عصرآباد

۹)گنبد تاج‌ در روستای‌ ابراهیم‌آباد

۱۰)قلعه‌ و خندقى‌ در روستای‌ عزآباد

۱۱)خانقاه‌ و آرامگاه‌ سلطان‌ محمودشاه‌

۱۲)امامزاده‌ سیدحسین‌ در روستای‌ بندرآباد

۱۳)ویرانه‌های‌ شهر کهنه‌ در مجومرد

محصولات مهم کشاورزی اشکذر:

گندم ، جو ، نباتات علوفه ای ، انواع سبزیجات و محصولات جالیزی می باشد. انواع میوه جات از قبیل هلو ، شفتالو ، زردآلو ، سیب ، پسته ، انار و انگور عمده ترین محصولات باغداری است که در این ناحیه برداشت می شود. صنعت قالی بافی همانند دیگر نقاط یزد در اشکذر رواج دارد و لبّافی از صنایع دستی سنتی اشکذر است.

درباره ی شهر تاریخی اشکذر

این‌ شهر مرکز بخش‌ اشکذر در ۲۲ کیلومتری‌ شمال‌ یزد و در ۸ کیلومتری‌ باختر جادة یزداردکان‌ واقع‌ شده‌ است‌. طول‌ جغرافیایى‌ آن‌ ۵۴ و ۱۳ و عرض‌ جغرافیایى‌ آن‌ ۳۲ و ارتفاع‌ آن‌ از سطح‌ دریا ۱۱۷۵متر است‌ .
برخى‌ منابع‌ تاریخى‌ یزد، زمان‌ برپایى‌ اشکذر را به‌ دورة ملوک‌ الطوایف‌ِ پارتى‌ و به‌ اشک‌، پسر زال‌ نسبت‌ داده‌اند . بعید نیست‌ که‌ این‌ نسبت‌ به‌ سبب‌ شباهت‌ اسمى‌ بوده‌ باشد . ولى‌ به‌طور قطع‌، اشکذر در دورة اسلامى‌ در ابتدای‌ سدة ۸ق‌ وجود داشته‌ است‌، چه‌ بناهایى‌ متعدد مربوط به‌ آن‌ دوره‌ در این‌ شهر برپا بوده‌ است‌. نخستین‌ آنها خانقاهى‌ بوده‌ که‌ شیخى‌ صاحب‌ کرامت‌، به‌نام‌ شیخ‌ تقى‌الدین‌ دادا آن‌ را ساخته‌ بوده‌ است‌. دیگری‌ خانقاهى‌ است‌ منسوب‌ به‌ امیر رکن‌الدین‌ محمد قاضى‌ (د ۷۳۲ق‌) از اعیان‌ یزد. در این‌ مکانها نیازمندان‌ اطعام‌ مى‌شده‌اند. بسیاری‌ از املاک‌ و قناتهای‌ اشکذر نیز به‌صورت‌ وقف‌ اداره‌ مى‌شده‌، و عایدات‌ حاصل‌ از آنها به‌ مصرف‌ درماندگان‌ و نیازمندان‌ مى‌رسیده‌ است‌ .
اشکذر در اواسط نیمة نخست‌ سدة حاضر قصبة مرکز بخش‌ اشکذرِ شهرستان‌ یزد به‌شمار مى‌آمده‌، و ۲۹۴۳نفر جمعیت‌ داشته‌ است‌ . در نخستین‌ سرشماری‌ عمومى‌ جمعیت‌ کشور در ۱۳۳۵ش‌، جمعیت‌ شهر اشکذر ۲۲۲۰برآورد شده‌ است‌ . سرشماری های‌ مربوط به‌ سالهای‌ ۱۳۵۵ و ۱۳۶۵ش‌ جمعیت‌ شهر را به‌ ترتیب‌ ۱۷۷۶و ۹۶۳۷نفر گزارش‌ کرده‌اند و آخرین‌ سرشماری‌ جمعیت‌ در ۱۳۷۰ش‌، گویای‌ جمعیتى‌ معادل‌ با ۱۰۵۵۸نفر (۲۲۳۶خانوار) در شهر اشکذر است. بدین‌سان‌ درصد رشد جمعیت‌ بین‌ سالهای‌ ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵ش‌، ۵/۱% و بین‌ سالهای‌ ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۰ش‌ ۲/۹% بوده‌ است‌. جمعیت‌ فعلى‌ شهر در مساحتى‌ بالغ‌ بر ۱۸/۱ کم ۲ به‌ سر مى‌برند. آمار موجود نشان‌ مى‌دهد که‌ در میان‌ افراد ۶ ساله‌ و بالاتر ساکن‌ در اشکذر ۶۷/۴% با سواد بوده‌اند که‌ این‌ نسبت‌ در بین‌ مردان‌ ۷۴/۶% و در بین‌ زنان‌ ۵۹/۳% بوده‌ است‌.
ساکنان‌ شهر در گروههای‌ عمدة زیر دارای‌ فعالیت‌ اقتصادی‌ هستند: ۱۷/۸% در کشاورزی‌ و دامپروری‌ و ۲۳/۹% در صنعت‌، ۲۳/۸% در ساختمان‌ و بقیه‌ در سایر گروههای‌ عمده‌ اشتغال‌ داشته‌اند. در کنار فعالیتهای‌ عمدة اقتصادی‌، صنایع‌دستى‌ از قبیل‌ فرش‌بافى‌، زیلو بافى‌، پارچه‌بافى‌ و یک‌ کارخانة جوراب‌بافى‌ در این‌ شهر دایر است‌ .
براساس‌ آخرین‌ سرشماری‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسکن‌ شهرستان‌ یزد از خانوارهای‌ معمولى‌ ساکن‌ این‌ شهر، ۹۷/۶% از برق‌ و ۹۶/۷% از آب‌ لوله‌کشى‌ و ۷% از تلفن‌ در محل‌ سکونت‌ خود استفاده‌ مى‌کنند. آب‌ آشامیدنى‌ ۹۷/۸% از خانوارهای‌ شهر از مخزن‌ عمومى‌ تأمین‌ مى‌شود. سوخت‌ عمدة مصرفى‌ برای‌ پخت‌ و پز در ۸۸/۸% از خانوارهای‌ معمولى‌ ساکن‌، گاز و در ۷/۳% نفت‌ سفید بوده‌ است‌. سوخت‌ عمدة مصرفى‌ برای‌ ایجاد گرما در محل‌ زندگى‌ ۹۵/۵% از خانوارها نیز نفت‌ سفید بوده‌ است‌.
آثار کهن‌ برجای‌ مانده‌ در اشکذر از این‌ قرار است‌: یک‌ آسیاب‌ کهن‌ که‌ سقف‌ آن‌ گنبدی‌ شکل‌ است‌ و برای‌ ساخت‌ آن‌ از آجر استفاده‌ شده‌، و سقف‌بندی‌ و آجرکاری‌ و نقشهای‌هندسى‌ آن‌درخور توجه‌است‌؛ مسجد جامع‌ اشکذر که‌ مربوط به‌ سدة ۹ق‌ است‌؛ ویرانه‌های‌ اسفنجرد و یک‌ قلعة کهن‌ که‌ گفته‌ مى‌شود قدمت‌ آن‌ به‌ هزار سال‌ پیش‌ مى‌رسد.

حامد توکلیان سرپرست نمایندگی میراث فرهنگی شهرستان افزود: برای بازساری قفسه های بادگیر ومحوطه اطراف این آب انبار ۲۷۰ میلیون ریال اختصاص یافته و یک ماه دیگر به پایان خواهد رسید .
آب انبار میرزا ابوالهادی اشکذر متعلق به دوره قاجاریه است و در فهرست اثار ملی ثبت شده است. این آب انبار دارای یک مخزن و چهار بادگیر بوده و درساخت ان اجر،خشت، آهک و ساروج به کار رفته است .
در حال حاضر از آب انبار میرزا بوالهادی به عنوان زورخانه مرتضی علی استفاده می شود.

آموخته ام ....

 

آموخته ام ...... بهترين كلاس درس دنيا كلاسي است كه زير پاي پير ترين فرد دنياست .
آموخته ام ...... وقتي كه عاشق هستيد عشق شما در ظاهر نيز نمايان مي شود .
آموخته ام ...... تنها كسي كه مرا در زندگي شاد مي كند كسي است كه به من مي گويد : تومرا . شاد كردي .
آموخته ام ...... داشتن كودكي كه در آغوش شما به خواب رفته زيباترين حسي است كه در دنيا وجود دارد .
آموخته ام ...... كه هرگز نبايد به هديه اي از طرف كودكي ( نه ) گفت .
آموخته ام ...... كه هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمك كردنش نيستم دعا كنم .
آموخته ام ...... كه مهم نيست كه زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد ، همه ما احتياج به دوستي داريم كه لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم .
آموخته ام ...... كه زندگي مثل يك دستمال لوله اي است هر چه به انتهايش نزديكتر مي شويم سريعتر حركت مي كند .
آموخته ام ...... كه پول شخصيت نمي خرد .
آموخته ام ...... كه تنها اتفاقات كوچك روزانه است كه زندگي را تماشايي مي كند
آموخته ام ...... كه چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهد .
آموخته ام ...... كه اين عشق است كه زخمها را شفا مي دهد نه زمان .
آموخته ام ...... كه وقتي با كسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي از سوي ما را دارد .
آموخته ام ...... كه هيچ كس در نظر ما كامل نيست تا زماني كه عاشق بشويم .
آموخته ام ...... كه زندگي دشوار است اما من از او سخت ترم .
آموخته ام ...... كه فرصتها هيچگاه از بين نمي روند ، بلكه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد كرد .
آموخته ام ...... كه لبخند ارزانترين راهي است كه مي شود با آن نگاه را وسعت داد.
آموخته ام ...... كه نمي توانم احساسم را انتخاب كنم اما مي توانم نحوه بر خورد با آنرا انتخاب كنم .
آموخته ام ...... كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد كه در حال بالا رفتن از كوه هستيد .
آموخته ام ...... بهترين موقعيت براي نصيحت در دو زمان است : وقتي كه از شما خواسته مي شود ، و زماني كه درس زندگي دادن فرا مي رسد .
آموخته ام ...... كه گاهي تمام چيزهايي كه يك نفر مي خواهد فقط دستي است براي گرفتن دست اوست و قلبي است براي فهميدن وي

زن از دیدگاه دکتر علی شریعتی

زن عشق می کارد و کینه درو می کند ...

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ....

می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی .....

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی ....

در محبتی به نام بکارت زندانی است و تو ....

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ....

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ....

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ....

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ....

و هر روز و متولد می شود عاشق می شود مادر می شود پیر می شود و میمیرد ....

و قرن هاست که او عشق می کارد و کینه درو میکند چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر بادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش گام های شتابزده جوانی برای رفتن و دردهای منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ...

و این رنج است .

زن!!

زن ...
زن، چراغ خانه است

مي گويند زن، چراغ خانه است. لابد شنيده ايد که در همين راستا، بعضي ها طرفدار'چهلچراغ' شده اند و بعضي ها طرفدار'صرفه جويي در مصرف برق'!

با اين حساب مي شود اين تعاريف را نيز ارائه داد:

* دوست دختر:

چراغ گرد سوز! (در بلاد کفر، آن را GF مي گويند. تحقيقات نشان داده اين لغت، مخفف عبارت Gerdsooz Fitile (فتيله گردسوز) مي باشد که در شرايط اضطراري، روشنايي اندکي مي افروزد و خاموش شدنش سه سوته است و يک فوته!)

* معشوق:

 لامپ مهتابي! (در راستاي رمانتيک بودن قضيه!)

* همسر موقت:

 لامپ کم مصرف!

* همسر دائم:

همان چراغ خانه.

* همسر مطلقه:

لامپ سوخته!

* همسر ايده آل:

چراغ جادو!( هردو افسانه اند!)

شعر مرتبط:
با غول چراغ ، آرزويي بکنيد
از او طلب فرشته خويي بکنيد
يک دانه بس است زن، مگر نشنيديد
'در مصرف برق صرفه جويي بكنيد.

تنهايي

 

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا....

در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد...

دوستت دارم

    

" دوستت دارم "  را

من دلاویزترین شعر جهان یافته ام

این گل سرخ من است .

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق

که بری خانه دشمن !

                      که فشانی بر دوست ،

راز خوشیختی هرکس به پراکندن اوست !

 

 

در دل مردم عالم  _  به خدا  _

نور خواهد پاشید

روح خواهد بخشید .

تو هم ای خوب من ! این نکته به تکرار بگو

این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت

نه به یکبار و به ده بار، که صد بار بگو

" دوستم داری " را از من بسیار بپرس

دوستت دارم را با من بسیار بگو

عذرخواهي

|||||||||يه مدتي نبودم شرمنده|||||||||

های بعد از ۲ نصف شب به بعد

ببخشيد بد موقع sms برات فرستادم
ميخواستم بيدارت کنم که يکم هم به من فکر کني
آخه من جيش دارم
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
سلام نميدوني چقدر خوابم مياد
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
سلام . ببخشيد بيدارت کردم . گفتم نکنه داري خواب بد مي بيني .
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
پيام بازرگاني ساعت 3 صبح ................
به يك عدد مرغ گير حرفه اي در سطح تيم ملي احتياج است ....
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
بيدار شو ....... گفتم بيدارت كنم كه صبح خواستي بري بيرون خواب نموني

تشكر لازم نيست
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
سلام . خواستم بگم پتو رو بکش روت سرما نخوري.
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
شرمنده . اس ام اس مال شما نيس . اشتباه فرستادم
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
مي خواستم ببينم که خوابي يا نه ؟؟؟!!!!
اگه نخوابيدي ، دير وقته برو بخواب .
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
سلام . عذر ميخوام که اين وقت شب مزاحم شدم . اخه يه سئوال داشتم

 که نميشد تا صبح صبر کنم . ايران هر بشکه نفتي که تو بازار جهاني

 ميفروشه بشکه خاليشو پس مي گيره يا نه ؟
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
سلام . معذرت ميخوام بد موقع مزاحم شدم . شرمنده ام . ميخواستم ببينم

 اشنا نداري پرونده ايرانو از شوراي امنيت بکشي بيرون ؟
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
ببين مي خواستم بيدارت كنم بري دماغتو خالي كني چون از بس پر شده داري

 شيپور مي زني..........
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
بيدار شو بيدار شو
من تنهام با من حرف بزن
يه قصه واسم تعريف كن خوابم ببره
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
سوسک ! سوسک !
توروخدا بيا بکشش ، من مي ترسم !!!
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
پا شو سرت از رو متکا افتاده پايين .
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
مي خواستم ببينم شبا که مي خواي بخوابي گوشيتو خاموش مي کني که

سره کارت نزارن ...!!
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
خيلي ببخشيد..مثل اينکه موقع بدي مزاحم شدم..خواستم بپرسم آب خوردي

آفتابه رو کجا گذاشتي
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
خوابي ميخواستم sms بدم باشه بعد مزاحم ميشم
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
همه جا امن و امانه! تو راحت بگير بخواب
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
مشترک گرامي اين اس ام اس به منظور بيدار کردن شما مي باشد لطفا لبخند بزنيد
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
خوابم نمي برد. دارم sms مي زنم که خوابم ببره. اگه بيدار شدي تو هم sms بزن خوابت ميبره
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
با اين که اين همه ضایع شدي هنوزم حاضر نيستي شبا گوشيتو خاموش کني ؟
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
اي بابا هر شب من بايد مثل دیونه ها با اس ام اس بيدارت کنم ؟ خوب خودت مث

 بچه ادم پاشو ديگه
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
سلام ... ااا . ببخشيد! فکر کنم اشتباه اومدم
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
ميگم پاشو يه چند تا اس ام اس بفرستيم اينور اونور مردمو بيدار کنيم .

خيلي حال ميده.
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
سلام.اصلا نمي خواستم بيدارت کنم ولي مجبورم.من ميخوام برم wcولي تاريکه

مي ترسم تو رو خدا تو هم بيا.
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
ببين عزيز دلم پاشو.............اگه پا نشي قهر ميکنما.........................خب دلم برات تنگ شده.......جون من پاشو..........پاشدي...................افرين عزيزم................حالا که

پاشدي ماچم کن بگير بکپ
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
شرکت LG شما را به ادامه خوابتان دعوت ميکند...................
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
سلام .... تو رو خدا ببخش...نمي‌خواستم اين موقع شب بيدارت كنم ..... واقعاً ببخش....سعي كن دركم كني ... من موبايلم گم شده زنگ بزن به گوشيم تا ببينم كجاست .شرمنده‌ام


«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
ببينم راسته که ميگن ايران از جام جهاني حذف شده ؟
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««

 midoni be dokhtare khoshgeli ke lebas khab taneshe chi migan?.....................nemidoni?...........................................yekam fek kon...................................................migan shab bekheir...........

 مهربان ترين آدم دنيا:                        مادر


شيرين ترين لحظه زندگي:               عيدي گرفتن يک بچه


بهترين دوست نوجواني:                      تنهايي


بهترين هديه ي جواني:                     نگاه


فتنه انگيزترين چيز توي زندگي:             دروغ


بهتريم هديه دوران عاشقي:                    بوسه

****************************************
ازم پرسيد منو بيشتر دوست داري يا زندگي تو؟ خوب منم راستش رو گفتم، گفنم زندگيمو!


ازم نپرسيد چرا؛ گريه کرد و رفت اما نمي دونست که اون خودش زندگيمه!


 


 

*****************************************


من هکرم:


فاصله ي بينمون رو هک(Hack) کن. عشقي که تو قلبته برام سند(Send) کن.

 از عشقي که تو قلبم هست وب بگير تا ببيني که چقدر دوست دارم.

 از خاطره هامون کپي(Copy) بگير و همه جا پيستش(Past) کن. به رفاقت پي ام(PM)

 بده و ازش بخواه که بين ما باشه. گله ها رو دليت(Delete) کن جاش صداقت

رو ادد(ADD) کن. شيطون رو ايگنور(Ignore) کن تا پي ام هاش نتونه همه چيز

رو خراب کنه. براي غرور آف(Off) بذار ازش بخواه دست از سر ما برداره.... اما

غرور بينمون فاصله انداخته و به تو اجازه نمي ده که عشق تو قلبت رو برام سند

 کني يا به رفاقت پي ام بدي يا صداقت رو ادد کني يا شيطون رو ايگنور کني

يا... اما من هرجور باشه اين فاصله رو هک مي کنممممممممممممممممممممم.


 


 

*************************************


فرق من و تو:


 


گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم.


گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم.


گفتي من بجز تو به کسي فکر نمي کنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فکر مي کنم.


گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري.


گفتي اگه بري با يکي ديگه من خودمو مي کشم، گفتم اما اگه تو بري با يکي

 ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه کنم.


گفتي ... ، گفتم...  .


حالا فکر کردي فرق ما اين هاست؟ نه!


فرق ما اينه که: تو دروغ گفتي، من راستشو.
يکي تو راست ميگي، يکي پينوکيو      ***   يکي تو مهربوني، يکي خرس مهربون

يکي تو قشنگ راه ميري، يکي تنسي تاکسيدو***   يکي موهاي تو قشنگه، يکي موهاي آنشرلي

يکي خونه شما قشنگه، يکي خونه مادر بزرگه ***    يکي تو سفيدي، يکي سفيد برفي


يکي گوشهاي تو قشنگه، يکي گوشهاي زي زي گولو   *** يکي نو خوشگلي، يکي پلنگ صورتي

يکي تو زبلي، يکي ملوان زبل       ***   يکي ما دوتا با هم خوبيم، يکي تام و جريi!i!

-----------------------------------------------------------------------------


گفتم تو شيرين مني                                 گفتي تو فرهادي مگر؟


گفتم خرابت ميشوم                                  گفتي تو ابادي مگر؟


گفتم ندادي دل به من                                گفتي تو جان دادي مگر؟


گفتم ز کويت ميروم                                   گفتي تو آزادي مگر؟


گفتم فراموشم نکن                                  گفتي تو در يادي مگر؟


گفتم خاموشم سالها                         گفتي تو فريادي مگر؟


گفتم که بربادم مده                                   گفتي نبر بادي مگر؟


گفتم که اين آف رو بخون            گفتي که الافم مگر؟!!
-----------------------------------------------------------------------------


شايد يه کسي شب ها براي اينکه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي کنه ،


شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه ،


مطمئن باش يه کسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشک مي خوابه ،


ولي تو اون رو نمي بيني!

-----------------------------------------------------------------------------


مي خوامت:


 


هرجا هستي تورو خدا از ساعت 9 به بعد از خونه بيرون نرو، چون خيلي دوست دارم،

نمي خوام از دستت بدم،

آخه الان وقت جمع آوري زباله هست...!!!!
-----------------------------------------------------------------------------


کامپيوترها به 4 دليل دخترند :


  1.فقط خالقشون از منطقشون سر در مياره!


2.فقط خودشون زبون خودشون رو مي فهمن!


3.اگه يه کسي پا بندشون بشه بايد هرچي پول داره براشون لوازم جانبي بخره!


4.اگه يکم صبر مي کردي يکي بهترش گيرت مي اومد!


خدائيش اگه دروغ ميگم بگو دروغ ميگي!


 
----------------------------------------------------------------------------


اون تويي…


 


اوني که صورتم رو نوازش ميکنه تويي...


اوني که شبها لپم رو قرمز ميکنه تويي...


اوني که صداش تا صبح تو گوشمه تويي...


پشه آخر يه روز مي کشمت!!!


-----------------------------------------------------------------------------


تو بهتريني…


چاکرتم، خدائيش خيلي با مرامي، خيلي ازت خوشم مياد، با مرام ترين کسي

هستي که تو ليست اد من هستي، هر موقع ميام آن لاين هستي، هر موقع

 سلام مي کنم جوابم رو ميدي، کلاس نمي زاري بگي سرم شلوغه، خلاصه

اينکه خيلي دوست دارم  ياهو هلپر(Yahoo Helper)!!!!


-----------------------------------------------------------------------------


عشق يعني فوتبال...


 


اگه يه نفر وارد غشق دو نفر بشه، آفسايد ميشه.


اگه يه نفر به ديگري توهين کنه، خطا ميشه، کارت زرد ميگيره!


اگه يه نفر به ديگري خيانت کنه، کارت قرمز ميگيره، بايد از بازي بره بيرون!!!


دو نيمه هم داره: يک نيمه پسره، يک نيمه دختره.

-----------------------------------------------------------------------------


بهترين باش!


 


بهترين دوست اگه نيستي، لااقل بهترين دشمن باش، غمخوارم اگه

 نيستي، لااقل بزرگترين غمم باش، هرچه هستي بهترين باش، چون

 بهترين ها هميشه در خاطر مي مانند، پس در خاطرات بدم بهترين باش!


-----------------------------------------------------------------------------


چي بگم والا؟


 


اگه کسي بهت روزي 1 آف زد، يعني به يادته. اگه 2تا زد دوستت داره.

اگه 3تا زد، عاشقته. اگه 4 تا زد مي خوادت، اگه 5 تا زد، مطمئن باش کرم داره....!!!
-----------------------------------------------------------------------------


چند نکته حکيمانه…


 


1.اگه اولش به فکر آخرش نباشي، آخرش به فکر اولش مي افتي.


2.لذتي که در فراق هست، در وصال نيست! چون در فراق شوق وصال هست و

در وصال بيم فراق!

3.آغاز کسي باش که پايان تو باشد.
-----------------------------------------------------------------------------


اگه کسي ديونه ات بود، عاشقش باش. اگه عاشقت بود، دوستش داشته باش.

اگه دوستت داشت، بهش علاقه نشون بده. اگه بهت علاقه نشون داد فقط يک لبخند بزن.
-----------------------------------------------------------------------------


ميگفت آدم بايد توي عاشقي مثل سيگار باشه! با اينکه مي دونه آخرش زير

 پا لهش ميکنن ولي تا آخرش به پاي آدم مي سوزه!
-----------------------------------------------------------------------------


اگه يکي رو ديدي که وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميکنه، بدون

 براش مهمي


اگه يکي رو ديدي که وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به

 سمتت، بدون براش عزيزي

اگه يکي رو ديدي که وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميکنه،

بدون براش قشنگي

اگه يکي رو ديدي که وقتي داري گريه ميکني باهات اشک ميريزه،

 بدون دوستت داره


اگه يکي رو ديدي که وقتي داري با يکي ديگه حرف ميزني ترکت ميکنه،

 بدون عاشقته...
----------------------------------------------------------------------------


به چشمانت بياموز که هرکس ارزش ديدن ندارد!
----------------------------------------------------------------------------

بدترين درد اين نيست که..................... عشقت بميره


بدترين درد اين نيست که.....................به اوني که دوستش داري نرسي


بدترين درد اين نيست که.....................عشقت بهت نارو بزنه


بدترين درد اينه که..............................يکي رو دوست داشته باشي و اون ندونه !
-----------------------------------------------------------------------------


ميدوني لذت زير بارون بودن چيه؟           اينه که کسي اشکهات رو نمي بينه
----------------------------------------------------------------------------
مشهد: آن مرد با شمع آمد، اصفهان: آن مرد پول دارد، آبادان: آن مرد آن شب

 با ري‌بن (عينک) آمد، شيراز: آن مرد حال نداشت و نيامد، سنندج: آن مرد

سبيل دارد، زاهدان: آن مرد را کشتند، اردبيل: آن مرد بار برد، قزوين: آن مرد

با لبخند آمد، رشت: آن مرد رفت، بابا آمد!

يکي را  مي بينن طناب بسته به کمرش ميگن چرا اينکارو کردي ؟  ميگه

مي خوام خودکشي کنم! ميگن چرا دور کمرت؟ ميگه بستم دور گردنم

ديدم دارم خفه ميشم بازش کردم !!!

*******************************************

حيوونا تصميم ميگيرن جلسه اضطراري تشکيل بدن ولي جلسه تشکيل

 نشد چون الاغه داشت اس ام اس مي خوند!!!

*******************************************

مي خوامت نه به خاطر رفاقتت...  نه به خاطرصداقتت...  نه واسه شرافتت... 

 ظرافتت...  رشادتت...  حسادتت...    مي خوامت فقط به خاطر خود کثافتت!!!

********************************************

يکي  ميره جهنم بهش ميگن ??/??? رکعت نماز بدهکاري!  ميگه

: ??? رکعت قبول ولي اون ??صدم واسه چيه ؟   ميگن به خاطر کوسينوس

 زاويه انحراف از قبله هست!!!

*********************************************

يکي  چندين سال درس وکالت ميخونه تا وکيل ميشه. يه پرونده ميذارن

جلوش ميگن حکم کن؟ ميگه گيشنيز!!!


*******************************************
يه ضرب المثل آفريقايي هست که ميگه "etsad at tenok ot marik"  .

يعني تو واسم عزيزتريني. ولي جالب اينجاست که اگه از آخر به اول هم

 بخوني بازم همين معني رو ميده!!!


*******************************************

1 سال 12 ماه 1ماه 4 هفته 1 هفته7 روز 1 روز24 ساعته 1ساعت 60

دقيقه است ولي کسي بهم نگفت يه لحظه بي تو بودن يعني يه عمر

*******************************************
دلي گفت: که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود: تا چه بگويد اين دل من!!!

 عقل ناليد:کجا حل شود اين مشکل من؟؟ مرگ خنديد: در اين خانه ي ويرانه ي من

******************************************
قد 1000 تا قابلمه .. با هر چي لب تو عالمه .. ميبوسمت قبل همه .. به

شرطي که بهم بگي : دوستت دارم يه عالم

*****************************************
دخترها مثل چي هستن؟ 1- دخترها مثل راديو هستن. هرچي ميخوان

 ميگن ولي هرچي بگي نميشنون. 2- دخترها مثل ليمو شيرين هستن.

 اولش شيرينن ولي بعد تلخ ميشن. 3- دخترها مثل کنتور برق هر چند وقت

يکبار سنشون صفر ميشه. 4- دخترها مثل فلزيابن. هر وقت از جلوي

طلافروشي رد ميشن عکس العمل نشون ميدن.

*********************************************
دوست ندارم شمع باشم دختران فوتم کنن ! دوست دارم سيگار باشم رفقا دودم کنن

******************************************

زمستان بهانست برف از اسمون خسته مي شه . پاييز بهانست

برگ از درخت سير مي شه . اس ام اس بهانست دلم برات تنگ مي شه

****************************************
صداي عشق صداي گيتار نيست، صداي پيانو نيست، آره درست شنيدي، صداي فنرهاي تخته!

***********************************************

م): در يک نظر سنجي از مردم دنيا سوالي پرسيده شد و نتيجه جالبي به

دست آمد از اين قرار سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل کمبود غذا در

 ساير کشورها صادقانه بيان کنيد؟ و کسي جوابي نداد چون در آفريقا کسي

 نمي دانست غذا يعني چه؟ در آسيا کسي نمي دانست نظر يعني چه؟

در اروپاي شرقي کسي نمي دانست صادقانه يعني چه؟ در اروپاي غربي کسي نمي

دانست کمبود يعني چه؟ در آمريکا کسي نمي دانست ساير کشورها يعني چه؟